![]() |
|
|
|
اگر آتشفشانی سرد گردد یا بهاری زرد یا دریاچه ای تبخیر یا کوهی به زیر بارش برف زمستان ، پیر یا... جای شگفتی نیست شگفت آنجاست *** چه کردی با دلم ای آذرخش واپسین |
||
|
|
شنبه 22 فروردین1388 محمدرضا ترکی
|
|
|
![]() |
|
|
|
کاشکی آسان شود با رفتن من مشکلت گوشه ای پهلو بگیرد قایق بی ساحلت آه ای دل هیچ بار این گونه سنگینی نداشت تو تمام هستیت را ریختی در پای عشق اشکهایت را کسی از پشت لبخندت ندید ماندن و افسردن و در خویشتن تنها شدن خنجری بر پشت احساس تو می آمد فرو آه ، ای روح مذبذب ، رومی زنگی نسب شک شبیه عنکبوتی بر یقینت خیمه زد گرمی دست تو میزان دمای عشق بود |
||
|
|
چهارشنبه 19 فروردین1388 محمدرضا ترکی
|
|
|
![]() |
|
|
|
دل که آیینه شاهی ست غباری دارد در این بیت حافظ کنار هم نشستن "آیینه" و "روشن" و "شاه " و "رای" , در کنار عوامل دیگر , باعث زیبایی خاص آن شده است. اما رابطه روشنی و آینه معلوم است و "رای" نیز در مفهوم ایهامی خویش با شاه تناسب دارد. رای در هندی به معنی شاه است و از همین ریشه است کلمه "راجه". اما نکته شاید مبهم تعبیر " آیینه شاهی" است. این تعبیر از کجا وارد زبان حافظ شده؟ بهاء الدین خرمشاهی نظیر این تعبیر را در این رباعی مشهور نشان داده و به احتمال زیاد آن را مقتبس از این رباعی دانسته است : ای نسخه نامه الهی که تویی بیرون ز تو نیست آنچه در عالم هست می توان شواهد دیگری هم نشان داد که احیانا آیینه و شاه در کنار هم آمده اند. مثلا در این بیت نظامی : تا قدمش بر سر گنجینه بود عطار نیز در منطق الطیر از پادشاهی خوبرو سخن می گوید که کسی تاب نگریستن در زیبایی او را ندارد و هر که در جمال او می نگرد جان می سپارد و او آیینه ای می سازد تا مردم جمال او را در آینه تماشا کنند! داستان اسکندر و آیینه نیز با شهرتی که دارد می تواند بین سلطنت و آینه رابطه برقرار کند , اما همه آنچه گذشت رقم مجاز دارد و رابطه ای مجازی را بین آینه و پادشاهی برقرار می کند. به نظر می رسد علاوه بر آنچه گذشت , در گذشته این سرزمین نکته و واقعیتی فراموش شده وجود داشته که در این شعر حافظ به عنوان یکی از آشنایان با راز و رمز فرهنگ این دیار جلوه کرده است. اما حقیقت فراموش شده شاید این نکته باشد که در کتاب خاص الخاص ابومنصور ثعالبی (متوفی ۴۲۹ ه ق) آمده است. او می نویسد: " و اهدی الی المعتز فی یوم نیروز مرآة خسروانیة فی غایة الحسن." به معتز در نوروز آینه ای خسروانی هدیه دادند که در نهایت زیبایی بود." از سخن ثعالبی می توان استنباط کرد که در گذشته دور آینه هایی بسیار زیبا وجود داشته که به آنها "آینه خسروانی" می گفته اند و از آداب نوروز آن بوده که چنین آینه ای را به پادشاهان تقدیم می کرده اند و ثعالبی در واقع تداوم این سنت درباری ایرانی را در دربار خلفای بنی عباس گزارش کرده است. با این فرض , پیشینه تعبیر "آیینه شاهی" در حافظ روشن می شود. این تعبیر علی القاعده می باید بازمانده آیینه خسروانی و بیانگر خاطره تاریخی یکی از سنتهای کهن ایرانی در نوروز باشد. البته حافظ آینه شاهی را نه در مفهوم درباری که در زمینه عرفانی آن به کار گرفته است! |
||
|
|
دوشنبه 10 فروردین1388 محمدرضا ترکی
|
|
|
![]() |
|
|
|
موج شب است در بر آیینه ریخته یا گیسوان توست که بر سینه ریخته ؟ لبخند می زنی و جهان تازه می شود گل کرده است پیچک خشک حیاط و باز درعشق ، پای مرد فرو می شود زبس در هر خرابه خرمن زرین آفتاب اینها همه به یمن حضور تو است و عشق *چینه : دیوار |
||
|
|
چهارشنبه 5 فروردین1388 محمدرضا ترکی
|
|
|