![]() |
|
|
بارها مرده ریگ او |
||
|
|
سه شنبه 30 بهمن1386 محمدرضا ترکی
|
|
|
![]() |
|
|
|
در اغانی ابوالفرج اصفهانی آمده است: نغمه های معبد که "شهرهای معبد" یا "دژهای معبد" نامیده شده است: "معبد" چون از مردی شنید که قتیبـة بن مسلم هفت دژ یا هفت شهر خراسان را فتح کرده است که در آنها هفت دژ وجود داشته که بالارفتن از آنها دشوار و راههای آنها صعب العبور بوده و کسی هرگز بدانها دست نیافته است, چنین گفت: به خدای سوگند که من هفت نغمه ساخته ام که ساختن هر یک از آنها از گشودن آن دژها دشوار تر است!! این جناب معبد بن وهب که صاحب اغانی سخن او را نقل کرده است , یکی از نوابغ موسیقی و خنیاگران مشهور در قرن دوم هجری است. شهرت او در حدی بوده که او را "امام خنیاگران مدینه " می شناخته اند. او موسیقی را در نزد استادانی چون "نشیط فارسی" آموخته است و این نکته ارتباط او را با موسیقی ایران زمین نشان می دهد. نکته جالب توجه در سخن معبد , اهمیت فوق العاده ای است که او برای آفرینش هنری قائل است , به گونه ای که ساخت یک قطعه موسیقی را بسی برتر و دشوارتر از فتح هفت شهر یا هفت دژ استوار و دست نایافتنی می داند! آیا هنرمندان و اصحاب فرهنگ در روزگار ما چنین جدیت و اهمیت و ارزشی برای عنصر فرهنگ قائل اند و در آفرینش هنری چنان رنجی را بر خود هموار می سازند؟! |
||
|
|
یکشنبه 28 بهمن1386 محمدرضا ترکی
|
|
|
![]() |
|
|
|
عمر همگان در عمل نیک گذشت در جامعه باطل اباطیل منم
................................................................................... * "باطل اباطیل جامعه بن داود گوید:...."[کتاب جامعه ، تورات ] |
||
|
|
سه شنبه 23 بهمن1386 محمدرضا ترکی
|
|
|
![]() |
|
|
|
نمی خواهم ای دوست دلگیر باشی مباد از صمیمیت و عشق خالی بپوسی در آن موج افسردگیها و یا چون گُلی در کف باد هرزه زمان می رود چون قطاری قدیمی تو باید تو باید که گُردآفریدی فرود آی بر پیکرم ، دوست دارم |
||
|
|
پنجشنبه 18 بهمن1386 محمدرضا ترکی
|
|
|
![]() |
|
|
|
بیگانه نیستند تمام غریبه ها وقتی که بی طمع به تو لبخند می زنند گاهی کسی که با دل آدم غریبه نیست با این همه هزار هزار آهوی غریب بو می کشند ردّ تو را سایه هایشان با آنکه وحشی است ولی گاه می شود معنای سیب سرخ به دست چُلاق چیست؟ کاری تر است زخم ، اگر سر برآورد با ما شما غریبه نبودید و نیستید |
||
|
|
سه شنبه 16 بهمن1386 محمدرضا ترکی
|
|
|
![]() |
|
|
|
کتاب شیرازیات اثری است که بر بنیان 75 غزل حافظ شیرازی , در سال 2005 م و به همت کانون نویسندگان لبنان منتشر شده است. مترجم یا دقیق تر است بگوییم بازسراینده اشعار حافظ به زبان عربی , شاعر نامدار این روزگار در دنیای عرب , محمد علی شمس الدین است.شمس الدین پیش از شیرازیات یازده مجموعه شعر را در کارنامه خویش ثبت کرده است.او در این اثر کوشیده است جوهره معنای غزلیات حافظ را در قالبی امروزین در پیکره کلمات بریزد. محمد علی شمس الدین شاعری است ژرف نگر و با علایق عارفانه که علاوه بر توجه به فرهنگ اسلامی , نگاه به نمادهای عارفانه برگرفته از آثار عارفان ایرانی و بزرگانی چون مولانا , سهروردی و عطار در آثار او جایگاه ویژه ای دارد.بازسرایی غزلیات حافظ به زبان عربی مرهون آشنایی شمس الدین با زبان فارسی و پنج سال تامل در دیوان آسمانی لسان الغیب شیرازی است. پیش از این ، برخی از شاعران بزرگ و نوگرای عرب ، همچون عبدالوهاب البیّاتی به حافظ ارادت و توجه جدی نشان داده اند ، آثاری نیز در ترجمه غزلیات حافظ به عربی منتشر شده است, اما شمس الدین ضمن نقد پاره ای از آنها کار خود را با گوته و دیوان شرقی – غربی او قابل مقایسه می داند. این شاعر لبنانی علت توجه خود به حافظ را در شرایط فعلی شباهت روزگار ما و دوران پر آشوب این شاعر قرن هشتم می داند. به عقیده او حافظ سخنگوی روح تمدن اسلامی در روزگار سلطه مغولان است , در این زمانه نیز ما شاهد سیطره تمدن مهاجمی هستیم که فرهنگ مسلمانان را به هیچ می گیرد و آن را به کمک عناوینی چون تروریسم محکوم و سرکوب می کند , در حالی که دیوان حافظ به تنهایی حجت موجهی است که انسانی بودن و آزادی خواهانه بودن این تمدن و فرهنگ را ثابت می کند و بر بسیاری از اتهامات دنیای غرب خط بطلان می کشد! به نظر می رسد که سیاستگزاران فرهنگی و علاقه مندان به شعر و شخصیت حافظ می باید آثاری از این دست را جدی تر بگیرند! |
||
|
|
شنبه 13 بهمن1386 محمدرضا ترکی
|
|
|
![]() |
|
|
|
از خاطره ات گدازه ای می ماند چون صاعقه می روی و از هستی من |
||
|
|
چهارشنبه 10 بهمن1386 محمدرضا ترکی
|
|
|
![]() |
|
|
|
تو از عشیرهّ اشکی ، من از قبیلهّ آهم تو آبشار بلوری ، تو آفتاب حضوری به جستجوی نگاهت هزار دشت عطش را قلندران تبسم نشسته اند چه غمگین کدام وادی شب را در آرزوت گذشتم مهر ۶۹ |
||
|
|
جمعه 5 بهمن1386 محمدرضا ترکی
|
|
|