![]() |
|
|
|
عاشق بد اقبال دلم بر من شوریده است ***** ...و ای عشق، ای که عشقش می نامند ***** عاشقی بد اقبالم ***** دوست دارم، دوست دارم ، دوستت دارم عاشقی بد اقبالم دلم بر من شوریده است. (ترجمهء بخشی از یک شعر بلند که سالها پیش به این قلم و به لطف مرحوم سیدحسن حسینی در مجلهء کیان به چاپ رسیده بود)
|
||
|
|
پنجشنبه 31 فروردین1385 محمدرضا ترکی
|
|
|
![]() |
|
|
![]() بیش از یک سال از درگذشت محقق مشهور مصری دکتر شوقی ضیف می گذرد . ضیف در دهم مارس ۲۰۰۵م در نود و پنجمین سال از زندگانی خویش دنیا را در حالی وداع گفت که حدود پنجاه اثر جدی در حوزه های مختلف از تاریخ ادبیات گرفته تا مباحث گوناگون نقد ادبی و بلاغت و دستور زبان و تحقیق وتصحیح متون و فرهنگ عامه و... به نگارش در آورده بود. ضیف در مجامع علمی ما نیز شخصیت شناخته شده ای است و آثار متعددی از وی در ایران ترجمه و منتشر شده است. آخرین اثر تحقیقی این استاد مصری که به فارسی برگردان شده کتابی است به نام « تاریخ و تطور علوم بلاغت » این کتاب جدی ترین و گسترده ترین پژوهشی است که در حوزه پیشینه دانش بلاغت در دنیای اسلام صورت گرفته است. بخش عمده ای از کتاب به آثار و دیدگاههای بلاغت نگاران ایرانی و بزرگانی چون عبدالقاهر جرجانی اختصاص یافته که نظریات آنها در نزد منتقدان و نظریه پردازان روزگار ما نیز سخت محل اعتناست. انتشارات دانشگاهی « سمت » این کتاب را در اوایل سال ۱۳۸۴ با ترجمه نویسنده این یادداشت روانه بازار نشر کرد. |
||
|
|
یکشنبه 27 فروردین1385 محمدرضا ترکی
|
|
|
![]() |
|
|
|
قدسی مشهدی از شاعران مضمون پرداز سبک هندی در قرن یازدهم هجری است. در بزم جهان شمع شب افروزی کو گویی: «نبود به یک روش سیر فلک»
من و تو چون قدح و باده آشنای همیم چه حیله کرد ندانم دلیل راه وصال
|
||
|
|
پنجشنبه 24 فروردین1385 محمدرضا ترکی
|
|
|
![]() |
|
|
به خلاف تصور بیشتر مردم عینک در شکل و شمایل امروزی آن سابقه ای بسیار قدیمی دارد و قرنهاست که مردم ایران با این وسیله ء چشم نواز آشنایی دارند . نقاشان ایرانی حداقل از روزگار رضا عباسي ( متوفي۱۰۴۴ ه ق ) تصویر عینک را در آثار خودشان ترسیم کرده اند . رواج عینک در طی این قرنها به گونه ای چشمگیر بوده است که شاعران ، بویژه سخنوران سبک هندی به مضمون آفرینی با آن روی آورده اند . در ابیات صائب وبیدل و... ذکر عینک را فراوان می توان یافت. هاتفی جامی (متولد ۹۲۷ ه ق ) به استفاده منشیان آن روزگار از عینک اشاره ای ظریف دارد : از او یافته منشی چرخ پیر ز خورشید و مه عینک دلپذیر دانش مشهدی (متوفی ۱۰۶۰ه ق) سروده است: عینکی باید مرا از شیشهء می ساختن تا توانم خواند در پیری خط میخانه را طغرای مشهدی (متوفی حدود ۱۰۷۸ ه ق) می گوید: طرب گل کرده از هر شاخ و گل چیدن نمی دانم پریشان بلبلم جز گلستان دیدن نمی دانم نسازد تا نگاه پیر جامم صاحب دیدی چو عینک گر سرا پا دیده ام دیدن نمی دانم اما از صائب تبریزی (متوفی ۱۰۸۶ه ق) بخوانید: عشق عالم سوز هر داغی که سوزد بر دلم عینک دیگر شود بهر دل بینای من شده ست صبح قیامت مرا سفیدی موی عصا صراط من و عینک است میزانم صائب حتی به عینک دوربین - در برابر نزدیک بین- هم اشاره کرده: نیست ممکن که ز من دور توانی گردید عینک صاف دلان دور نما می باشد در آن زمانها گویا مثل امروز گاهی که می خواسته اند عینکی ها را دست بیندازند به آنها « چار چشم» می گفتند که منظورشان « سگ چارچشم » بوده ، یعنی نوعی سگ که دو خال سیاه شبیه چشم زیر چشمهایش دارد. قدسی مشهدی (متوفی ۱۰۵۶ ه ق) گفته است: سگ نفس را رفته از کار چشم تو از عینکش کرده ای چار چشم!
|
||
|
|
پنجشنبه 17 فروردین1385 محمدرضا ترکی
|
|
|
![]() |
|
|
|
طوفانی آمد از دل دریاها طوفان گرفت و صورت شب گم شد کوبید طبل مرگ و خروشیدند
دستی تکیده، بخزیده در طوفان دریا همیشه آبی و زیبا نیست در جان آدمی هم دریایی ست دریا تر از تمامی دریاها انسان حقیقتی ست معمایی مبهم تر از تمام معماها طوفان و سیل و زلزله تمثیلی ست از التهاب آیت آیاها انسان به رغم هر چه زمین خوردن می ایستد دوباره بر این پا ها می ایستد دوباره و می سازد کاشانه ای به رنگ تمناها |
||
|
|
شنبه 12 فروردین1385 محمدرضا ترکی
|
|
|